تبلیغات
پایگاه مجازی هیئت مبارکه امام محمد تقی الجواد(ع) کاشان - مطالب تیر 1393

href="http://www.1abzar.com">اسلایدر

 پایگاه مجازی هیئت مبارکه امام محمد تقی الجواد(ع) کاشان
 
اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى وب سایت جدید هیئت امام جواد(ع)www.imamjavadkashan.comتُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا
توضیح توضیح توضیح توضیح توضیح
 وب سایت جدید هیئت امام جواد(ع)www.imamjavadkashan.com   www.imamjavadkashan.ir
فرجام تبهکاران در قیام کربلا
نویسنده ابوالفضل شیخی مفرد در 10:38 ق.ظ | نظرات()
 

فرجام تبهكاران

سیدعلى‏نقى میرحسینى‏

اشاره
آنچه در زیر مى‏خوانید، سرنوشت‏شوم كسانى است كه امام حسین‏علیه السلام و یاران باوفایش را به شهادت رساندند.

... آنان كه بعد از حادثه عاشورا طعم تلخ مرگ را چشیدند وچیزى جز شقاوت و ذلت از خودشان به جاى نگذاشتند.

1- عمربن سعد
امروز دهم محرم سال شصت و یك هجرى است. امام(ع)با 20 تن ازیارانش به سوى خیمه‏اى كه بین دو سپاه بر پا شده است، حركت‏مى‏كند. همه، طبق سفارش او، پشت‏خیمه توقف مى‏كنند مگر برادرش‏ابوالفضل و فرزندش على اكبر(علیهماالسلام)كه در پى آن حضرت واردخیمه مى‏شوند.

عمربن سعد هم با 20 تن از سران سپاه شام به همان خیمه نزدیك‏مى‏شود. از آن جمع، تنها ابن سعد با غلام و پسرش «حفص‏» واردخیمه مى‏گردند.

دو فرمانده در مقابل هم قرار مى‏گیرند. هر یك تلاش مى‏كند دیگرى‏را به راه دلخواه خویش بكشاند. ابن سعد مى‏گوید: اى حسین، یامرگ یا بیعت!

امام حسین(ع)كه راهنماى طریق حق است و مى‏خواهد او را از راهى‏كه در پیش گرفته باز دارد و از آن مسیر ظلمانى برهاند. بالحنى آرام و مهرآمیز سابقه خود و نیاكان پاكش را یاد آور شده،او را از آینده تاریكش بیم مى‏دهد:

پسر سعد، آیا مى‏خواهى با من جنگ كنى، در حالى كه مرا مى‏شناسى‏و مى‏دانى پدرم چه كسى است؟ نمى‏خواهى با من باشى و دست ازاینها(بنى امیه)بردارى؟ این عمل به خدا نزدیكتر و مورد توجه‏اوست.

ابن سعد كه سر مست‏باده جاه و جلال است و جامه تزویر و تكبربر تن دارد. در پاسخ مى‏گوید: در این صورت خانه‏ام را در كوفه‏ویران مى‏كنند. - من با هزینه خود برایت‏خانه‏اى مى‏سازم. - مى‏ترسم باغ و نخلستانم را مصادره كنند. - من در حجاز بهتر از آن را به تو مى‏دهم. زن و فرزندم در كوفه‏اند; مى‏ترسم آنها را به قتل برسانند.

امام چون به عمق تیرگى عقل و دنیا خواهى اش پى مى‏برد، ازبازگشت او مایوس مى‏گردد و از ادامه گفتگو صرف نظر مى‏كند. درحالى كه از جایش برمى‏خیزد، مى‏گوید: «چرا این قدر در اطاعت‏شیطان پافشارى مى‏كنى؟ مالك ذبحك‏الله على فراشك عاجلا و لا غفرلك یوم حشرك; خدایت هر چه زودتر در میان رختخوابت‏بكشد و درقیامت از گناهانت نگذرد. » (1)

هر كس گرفتار نفرین‏هاى او مى‏شود، عاقبتى تیره و تار دارد وسرانجامش همان مى‏شود كه آن حضرت پیش بینى كرده است; ولى درمیان نفرین شدگان، ابن‏سعد فرصت‏بیشتر مى‏یابد. آنگاه كه مردان سپاه اندك امام را به شهادت مى‏رساند، با گروه‏اسیران رهسپار كوفه مى‏گرددو جلوتر از همه، براى ادامه گزارش،وارد كاخ ابن زیاد مى‏شود.

ابن زیاد كه قلبى كدرتر و سرشت پلیدتر از ابن سعد دارد. بعد از شنیدن گزارش او نه تنها با تحسین و هدایا زمینه شادى اش‏را فراهم نمى‏كند كه با بى اعتنایى مى‏گوید: آن فرمان كتبى كه‏براى جنگ با حسین به تو داده بودم را به من برگردان.

ابن سعد كه چنین انتظارى ندارد. ادعا مى‏كند آن را در گیرودار جنگ گم كرده است.

چون پافشارى ابن زیاد را مى‏بیند، مى‏گوید: امیر، من فرمان تورا اطاعت كردم و حسین و یارانش را كشتم، باید فرمانت نزد من‏باشد تا با ارائه آن به پیرزنان قریش نزد آنها معذور باشم.

بحث اوج مى‏گیرد. ابن زیاد كه به خشم آمده است. مى‏گوید:

«آن را به من برگردان؟!»ابن سعد تاب مجادله بیشتر ندارد. در حالى كه از دارالاماره‏خارج مى‏شود، مى‏گوید: هیچ مسافرى دیده نشده است كه مانند من بادست‏خالى و بدبختى به خانه‏اش برگردد; هم دنیا را از دست دادم‏هم آخرت را!

از هر درى رهیده و از هر منفعتى دست‏شسته است. ناچار در كنج‏خانه عزلت اختیار مى‏كند. نه از گندم وسرمایه‏هاى «رى‏» چیزى به او رسیده است و نه از هدایاى یزید وابن زیاد. عموم مردم نیز از او ناخشنودند. نزد آنها از هیچ‏ارزش و احترامى برخوردار نیست. هر كه او را مى‏بیند با خشم ونفرت به دیگران نشانش مى‏دهد و مى‏گوید: «هذا قاتل الحسین‏» ; این است مردى كه حسین را شهید كرد.

پنج‏سال مى‏گذرد، (2) مختار به خونخواهى حسین(ع)همت مى‏گمارد. درمدتى اندك، قاتلان او و یاران پاكش را مجازات مى‏كند. روزى در جمع یارانش چنین داد سخن مى‏دهد: به زودى كسى را خواهم كشت كه قتلش اهل زمین و آسمان را خشنودكند.

مردى به نام «هیثم‏» كه در آن مجلس حضور دارد. منظورمختار را مى‏فهمد. بى درنگ فرزندش «عریان‏» را نزد عمربن سعدمى‏فرستد تا او را از قصد مختار آگاه سازد.

ابن سعد را وحشت فرا مى‏گیرد. فرزندش «حفص‏» را نزد مختارمى‏فرستد تا مختار را از تصمیمش بازدارد. مختار، چون فرزند ابن‏سعد را نزد خود مى‏بیند، مخفیانه رئیس شرطه‏اش «كیسان تمار» رابه حضور مى‏طلبد و دستور مى‏دهد: سر عمربن سعد را نزد من حاضركن.

كیسان وارد خانه ابن سعد مى‏شود. او در میان رختخوابش غنوده‏است; هنگامى كه چهره ترس آور و خشمناك كیسان را مى‏بیند، درمى‏یابد مرگش فرارسیده است.

براى رهایى از مرگ به تكاپو مى‏افتد. هنگام برخاستن، لحاف به‏پایش مى‏پیچد و روى رختخواب نقش زمین مى‏شود. كیسان چون رعدمى‏غرد، سر از پیكرش جدا مى‏كند و دقایقى بعد، آن را در برابرمختار و حفص مى‏گذارد. گل لبخند بر لبهاى مختار نقش مى‏بندد وموجى از ترس و اضطراب تن حفص را دربر مى‏گیرد. مختار كه تاحال سخنى از دل با حفص نگفته است. به او مى‏گوید: صاحب این سررا مى‏شناسى؟ - آرى، پس از او در زندگى سودى نیست. - آرى، براى تو زندگى سودى ندارد. - سپس سر حفص را از تنش جدا كرده، كنار سر پدرش قرار مى‏دهد.آنگاه به سرهاى بى تن آن دو خیره مى‏شود و مى‏گوید: عمربن سعد دربرابر حسین و حفص در برابر على اكبر!

و ادامه مى‏دهد: نه، نه، به خدا سوگند برابر نیستند. اگر سه‏چهارم خاندان قریش را به هلاكت‏ برسانم بایك بند انگشت ‏حسین بن‏على(ع)برابرى نخواهد كرد. (3)

2- عبیدالله ابن زیاد(ابن مرجانه)
عبیدالله ابن زیاد هنگام حادثه عاشورا والى كوفه بود. امام‏حسین و یارانش به دستور او به شهادت رسیدند. به ابن زیاد «ابن‏مرجانه‏» هم مى‏گویند چون مادرش كه كنیزى زناكار و مجوسى بود،«مرجانه‏» نام داشت. وى عمربن سعد و سپاهش را به كربلا فرستادتا امام حسین(ع)را به بیعت وادار سازند و یا او و یارانش را به‏شهادت برسانند و اهل‏بیتش را به اسارت بگیرند.

ابن زیاد پس از مرگ یزید، ادعاى خلافت كرد و اهل بصره و كوفه‏را به بیعت فراخواند ولى‏كوفیان او و یارانش را از شهر بیرون‏كردند و در صدد انتقام گرفتن از خون شهداى كربلا برآمدند. وى كه‏به شام گریخته بود، براى خاموش ساختن انقلاب توابین به جنگ آن‏هاشتافت.

سرانجام او در یكى از درگیرى‏ها با سپاه مختار، در سال‏67 هبه هلاكت رسید. اكنون به چگونگى كشته شدن او اشاره مى‏كنیم:

به مختار گزارش دادند كه عبیدالله ابن زیاد، با گردآورى‏سپاهى عظیم از سرزمین شام، در راه كوفه است. مختار سپاه اندكى‏گردآورد و ابراهیم ابن مالك اشتر را فرمانده آن قرار داد. آن‏هابراى مقابله با لشكرشام به سمت مرزهاى شام رفتند. دو سپاه درمنطقه «موصل‏» باهم رو به رو شدند. طولى نكشید كه جنگ سختى‏آغاز شد. سپاه شام شكست‏خورد و ابن زیاد اسیرشد. به دستورابراهیم سرش را از تنش جداكردند و همراه چند سر دیگر از بزرگان‏شام، به نزد مختار فرستادند. سرها را مقابل مختار به گوشه‏اى‏افكندند. تپه كوچكى از سرهاى قاتلان امام حسین(ع)مقابل مختار به‏وجود آمد. هنوز چشمان مختار از سرهاى سران كفر و فتنه برداشته‏نشده بود كه «مار» كوچكى بعد از چند مرتبه پیچ و تاب خوردن،از لابلاى سرها گذشت و خودش را به سرابن زیاد رساند. مار آرام‏آرام وارد بینى او شد و بعد از چند لحظه از گوشش بیرون آمد. بار دیگر وارد بینى‏اش شده از گلویش خارج شد. چند مرتبه این عمل‏تكرار شد و حیرت حاضران را برانگیخت.

مختار سرابن زیاد را براى محمد حنفیه در مدینه فرستاد. محمدآن را نزد امام سجاد(ع)آورد. هنگامى كه محمد سر را نزد امام‏سجاد(ع)حاضر كرد، امام(ع)مشغول غذاخوردن بود. امام(ع)با دیدن‏سرابن زیاد به زمین افتاد و سجده شكر بجا آورد و فرمود: «الحمدلله الذى ادرك لى‏ثارى من عدوى و جزى الله المختارخیرا» ; سپاس خداوند را كه انتقام خون مرا از دشمنم گرفت وخداوند به مختار جزاى خیر عنایت فرماید.

سپس امام افزود: هنگامى كه ما را نزد ابن زیاد بردند، او درحال غذا خوردن بود و سر بریده پدرم كنارش بود. آن موقع گفتم: خدایا! مرا نمیران تا سربریده ابن زیاد را به من نشان دهى.

3- شمربن ذى الجوشن
شمر از فرماندهان خشن و جنایتكار سپاه كوفه و شام در كربلابود. از مهمترین جنایات شرم آور او، بریدن سرمبارك ‏امام ‏حسین(ع)بود. براى پى‏بردن به عمق جنایات او این واقعه‏حزن‏آور را مرور مى‏كنیم:

تنها امام‏حسین(ع)باقى مانده بود. سپاه خون آشام كوفه و شام‏از هرسو حضرت را هدف تیر و سنگ و شمشیر و خنجر قرار داده‏بودند.

ناگهان شمر با جماعتى بین امام و خیمه‏هاى عشق قرار گرفت. آن‏ها به خیمه‏ها نزدیك و نزدیك‏تر شدند. امام(ع)چون حركت آن‏ها رابه سوى خیمه‏ها دید; فریاد برآورد:

«ویلكم یا شیعه‏آل ابى‏سفیان ان لم یكن لكم دین و كنتم‏لاتخافون یوم المعاد فكونوا احرارا فى دنیاكم‏» ; واى برشما اى‏پیروان آل ابوسفیان! اگر شما دین ندارید و از حساب روز قیامت‏نمى‏ترسید، پس لااقل، در دنیاى خود آزادمرد باشید.

شمر در پاسخ امام فریاد زد: اى پسرفاطمه! چه مى‏گویى؟!

امام فرمود: من با شما مى‏جنگم، شما با من. زن‏ها تقصیرى‏ندارند، از گمراهان و متجاوزان خود جلوگیرى كنید و تا زنده‏ام‏متعرض حرم من نشوید.

شمر گفت: اى پسرفاطمه! متعرض حرم نخواهند شد.

آن گاه شمر به سپاه خود خطاب كرد: همه متوجه حسین(ع)شوید وكار او را تمام كنید.

باردیگر حمله شروع شد. حضرت همچنان مى‏جنگید. بدنش سرچشمه‏اى‏دهها جویبار خون شده بود. ظالمى به نام «صالح بن‏ذهب‏» پیش آمدو ضربتى بر ران حضرت وارد كرد. حضرت نقش زمین شد.

هنگامى كه ضعف برامام حسین(ع)مسلط شد; سپاه اهریمن از جنگ‏دست كشید. مدت زمانى كوتاه صداى چكاوك شمشیرها شنیده نمى‏شد. كسى جرات وارد ساختن آخرین ضربه را نداشت. بار دیگر صداى شمردر فضا طنین انداز شد:

واى برشما! چرا به این مرد مهلت مى‏دهید؟ مادرهایتان به‏عزایتان بنشینند. او را بكشید.

امام مورد حمله سپاه جور قرار گرفت و پیكر مجروح و مصدومش‏پذیراى صدها تیر و شمشیر و خنجر شد. طولى نكشید كه عمربن سعدبه شمر گفت: برو حسین(ع)را راحت كن!

شمر پیش رفت و سراز بدن امام(ع)جدا كرد و گفت:

بااین كه مى‏دانم آقا و پیشوا و فرزند رسول خدا و بهترین‏انسانها از جهت پدر و مادر هستى، در عین حال، سرت را جدامى‏كنم.

گروهى از صاحبان مقاتل آورده‏اند كه عمربن سعد فریاد زد:

به سوى حسین(ع)بروید و او را راحت كنید. شمر به سوى حضرت‏شتافت و با كمال گستاخى برسینه حضرت نشست. در آن دمادم غم واندوه، امام چشمان خون گرفته‏اش را گشود. چشمش به چهره‏ى مردى‏جنایتكار افتاد و گفت: «اذا كان لابد من قتلى فاسقینى شربه من‏الماء» ; اكنون كه ناگزیر به كشتن من كمربسته‏اى، با شربت آبى‏مرا سیراب كن.

در این كه شمر چه پاسخى گفته باشد، اختلاف است. برخى مى‏گویند: شمر با لحن تمسخرآمیزى گفت:

اى پسر ابوتراب! آیا گمان نمى‏كنى كه پدرت ساقى حوض كوثر است‏و از آب آن به دوستانش مى‏دهد؟ صبركن تا به دست پدرت سیراب‏گردى.

آنگاه محاسن حضرت را با دست گرفت و با دوازده ضربه شمشیر سراز بدن حضرت جدا كرد.

برخى دیگر گفته‏اند كه شمر با لحن كینه توزانه‏اى پاسخ داد: سوگند به خدا! یك قطره از آب را نچشى تا مرگ را جرعه جرعه‏بچشى.

شمر پس از شهادت امام حسین(ع)توسط عبیدالله ابن زیادماموریت‏یافت تا سرمبارك امام(ع)را به شام نزد یزید بن‏معاویه ببرد.

وقتى مختار در كوفه قیام كرد، شمر از ترس انتقامجویى كوفیان‏از شهر بیرون رفت. مختار غلام و گروهى از یارانش را به تعقیب اوفرستاد. شمر غلام مختار را كشت و به خوزستان گریخت. مختار باردیگر جمعى از سپاهیانش را كه ابوعمره فرمانده آن‏ها بود. به‏جنگ شمر فرستاد. آن‏ها شمر را كشتند و تن ناپاكش را جلو سگ‏هاانداختند.

4- حرمله ابن كاهل اسدى
وى یكى از سران جنایتكار سپاه شام بود كه با بى‏رحمى تمام به‏قتل و غارت خاندان وحى در كربلا كوشید و با جنایات خود، روى‏جنایتكاران تاریخ را سفید كرد.

او سرانجام به دست مختار افتاد. وقتى یقین كرد كه كشته مى‏شودچنین لب به سخن گشود:

اى امیر! در كربلا سه تیر سه شاخه داشتم كه آن‏ها را با زهرآمیخته كرده بودم. با یكى از آن‏ها گلوى على اصغر را كه درآغوش پدرش بود. دریدم. با دومى هنگامى كه امام‏حسین(ع)پیراهنش را بالا زد تا خون پیشانى‏اش را پاك سازد. قلبش‏را نشانه گرفتم و با سومى گلوى عبدالله بن حسن(ع)را كه‏دركنار عمویش بود. شكافتم.

مختار كه جنایات حرمله را از زبان خودش شنیده بود تصمیم گرفت‏كه او را به سخت‏ترین شكل مجازات كند. براى روشن شدن چگونگى‏مجازات او حدیث زیر را مى‏خوانیم:

«منهال بن عمرو كه از اهالى كوفه بود، مى‏گوید: براى انجام‏حج‏به مكه رفتم. بعد از انجام مناسك حج‏به مدینه رفته به حضورامام سجاد(ع)شرفیاب شدم. حضرت پرسید: حرمله بن كاهل اسدى چه‏كار مى‏كند؟

گفتم: او زنده است و در كوفه سكونت دارد. امام دست‏هاى خود را به آسمان بلند كرد و فرمود: «اللهم اذقه‏حر الحدید، اللهم اذقه حر النار» ; خدایا! داغى آهن را به اوبچشان. خدایا! داغى آتش را به او بچشان.

به كوفه بازگشتم. مختار ظهور كرده و بر اوضاع مسلط شده بود. بعد از چند روز، به دیدار مختار شتافتم. او را در بیرون خانه‏اش‏ملاقات كردم. به من گفت: اى منهال! چرا نزد ما و زیر پرچم مانمى‏آیى و به ما تبریك نمى‏گویى و در قیام ما شركت نمى‏كنى؟

گفتم: به مكه رفته بودم. باهم گرم صحبت‏شدیم تا به میدان‏«كناسه‏» كوفه رسیدیم. در آن‏جا مختار توقف كرد. فهمیدم كه درانتظار كسى است. زمانى نگذشت كه چند نفر نزد او آمده گفتند: اى‏امیر! بشارت باد كه حرمله دستگیر شد. سپس دیدم چند نفر دیگرحرمله را كشان كشان نزد مختار آوردند. مختار با دیدن حرمله‏گفت: سپاس خداوندى را كه مرا بر تو مسلط نمود.

سپس فریاد زد: الجزار الجزار; (یعنى آى قطع كننده)جزار حاضر شد. مختار به او روكرد و گفت: دست‏هاى حرمله را قطع‏كن. او چنین كرد. آنگاه فریاد زد: پاهایش را نیز قطع كن. جزارچنین كرد. سپس صداى مختار بلند شد: آتش بیاورید. آتش بیاورید.

طولى نكشید كه با جمع كردن نى‏ها آتشى شعله‏ور شعله‏هاى آتش‏زبانه مى‏كشید. حرمله را با دست و پاهاى بریده داخل آتش‏افكندند.

با دیدن این منظره گفتم: سبحان الله! مختار كه به شگفتى من‏پى برده بود گفت: ذكر خدا خوب است ولى چرا تسبیح گفتى؟!

گفتم: در سفر حج‏به محضر امام سجاد(ع)رسیدم. حضرت جویاى حال‏حرمله شد. وقتى برایش گفتم كه او در كوفه زنده است، دست‏به‏آسمان بلند نموده، فرمود: خدایا داغى آهن و آتش را به اوبچشان. اكنون شاهد به اجابت رسیدن دعاى امام هستم. مختارپرسید: آیا به راستى این سخن را از امام سجاد(ع)شنیدى؟ گفتم: آرى به خدا سوگند شنیدم. مختار از مركب خود به زیر آمد و دوركعت نماز بجا آورد و سجده‏هاى طولانى انجام داد. آن‏گاه فرمود: على بن‏الحسین(ع) نفرین‏هایى كرد و خداوند نفرین‏هاى او را به دست‏من اجرا نمود.

همه كشندگان امام حسین(ع)بعد از حادثه كربلا با مجازات‏هاى‏دردناكى هلاك شدند. همه كسانى كه به عنوان سیاهى لشكر، سپاه‏عمربن سعد را همراهى مى‏كردند با ذلت و خوارى جام مرگ رانوشیدند و یا چشم، دست، پا و یا عضو دیگرشان را از دست دادند. نمونه زیر یكى از آن‏هااست:

«عبدالله بن ریاح مى‏گوید: از نابینایى پرسیدم: چرا چشمت رااز دست داده‏اى؟ در پاسخم گفت: من در روز عاشورا در سپاه عمربن‏سعد بودم ولى نه نیزه‏اى پرتاب كردم و نه شمشیرى زدم و نه تیرى‏انداختم. پس از شهادت امام حسین(ع) به خانه‏ام بازگشتم و بعد ازاداء نماز عشاء، خوابیدم. در عالم خواب شخصى نزدم آمد و گفت: رسول خدا(ص)تو را خواسته است، دعوتش را اجابت كن. گفتم: مرا به‏رسول خدا(ص)چه كار؟ گریبانم را گرفت و كشان كشان نزد رسول‏خدا(ص)برد. ناگاه دیدم آن حضرت در یك بیابانى نشسته و آستین‏بالا زده است و حربه‏اى در دست دارد و فرشته‏اى مقابلش ایستاده‏است و شمشیرى از آتش در دست دارد. نه نفر از رفیقان مرا كشت.به هریك كه شمشیر مى‏زد از سر تا پایش را آتش فرا مى‏گرفت. به‏محضر حضرت رفته، دو زانو مقابلش نشستم و گفتم: سلام بر تو اى‏رسول خدا!

جواب سلامم را نداد. پس از مدت طولانى سربرداشت و فرمود: اى‏دشمن خدا! احترام مرا از میان بردى و خاندان مرا كشتى و حق مراملاحظه نكردى.

عرض كردم: اى رسول خدا! سوگند به خدا، نه شمشیرى زدم و نه‏نیزه‏اى به كار بردم و نه تیرى رها كردم. فرمود: «صدقت و لكنك‏كثرت السواد، ادن منى‏»

راست مى‏گویى ولى بر سیاهى لشكرشان افزودى، نزدیك من بیا.

نزدیك رفتم. مقابل حضرت طشتى پر از خون قرار داشت. فرمود: این خون فرزندم حسین(ع)است.

سپس از همان خون، برچشمم كشید و از خواب بیدار شدم و از آن‏وقت تاكنون چیزى نمى‏بینم.

پى‏نوشت‏ها:
1- مقتل خوارزمى، ج 61 ص 245.
2- سال 65 هجرى، یعنى پنج‏سال بعد از شهادت امام حسین(ع).
3- تاریخ طبرى، ج 4، ص 532، كامل ابن اثیر، ج 2، ص 682.

منبع: كوثر , شماره 38 ؛ از طر یق شبكه al-shia  


آخرین مطالب وبگاه
» مناسبت‌ها و وقایع ماه شوال
» ویژه نامه ولادت حضرت علی اكبر علیه السلام
» میلاد امام جواد(ع)
» سلام بر یاس خوشبوی علی
» احتجاج امام حسن علیه السلام بر مغیره
» شعرو پیامک عید نوروز و ایام فاطمیه
» مقاله به مناسبت میلادحضرت زینب (س)
» اوضاع در اخرالزمان فرمول‌های حیرت‌انگیز قرآنی و تعیین زمان نابودی اسرائیل در اخر الزمان
» وقایع کامل ماه ربیع‌الثانی
» سالروز ورود حضرت فاطمه معصومه علیهاالسّلام به بلد طیّب قم
» حوادث شب ولادت پیامبر اکرم(ص)
» مرگ یزید بن معاویه
» اس ام اس ولادت حضرت محمد(ص) و امام صادق(ع)
» سالروز و دلایل ازدواج خدیجه(س) با پیامبر(ص)
» پیامک‌های تبریک سالروز آغاز امامت امام عصر (عج)
» غدیری دیگر؛ آغاز امامت امام زمان(عج)
» امام آسمانی شهادت امام حسن عسکری علیه السلام سوگنامه
» اس ام اس شهادت امام حسن عسگری(ع)
» وقایع و رویدادهای ماه ربیع الاول
» برکات و اعمال ماه ربیع الاول
» نظر شیعه درباره علت شهادت امام رضا(علیه السلام)
» آیا می دانید سرنوشت قاتل امام حسن (علیه السلام) چگونه شد؟
» اعمال آخرین چهارشنبه ماه صفر
» قدرت سیاسی تشیع در اربعین نهفته است
» ارتش بیست میلیونی اربعین نشان گفتمان مقاومت
» مقاله ای کامل در مورد امام موسی کاظم(ع)
» ماه صفر و اعمال آن
» چهل گوهر از صدف زینت عبادت کنندگان(ع)
» حجت الاسلام بی آزار تهرانی: بزرگترین گناه نا امیدی از رحمت پروردگار است
» خواندن مصیبت دروغ، دل امام‌زمان(عج) را خون می‌کند
درباره وبگاه
به وبگاه هیئت مبارکه امام محمد تقی الجواد(ع) کاشان خوش آمدید امید است لحظات خوشی در این وبگاه داشته باشید...در این وبگاه فعالیت ها و مراسم های هیئت مبارکه قرار داده خواهد شد...جهت تعجیل و سلامتی آقا امام زمان...

صلـــــــوات
نظرسنجی
به نظرشماوباتوجه به رسالت این وبلاگ چه مطالبی باعث جذابیت بیشتر آن خواهدشد؟




پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
» آقای مصطفی آرام در هیئت امام جواد(ع) کاشان-چهارراه امام جواد(ع) -روضه حضرت رقیه (س) - تاریخ:۱۳۹۳/۰۷/۰۱
» مصطفی آرام روز شهادت امام صادق هئیت امام جواد کاشان قسمت سوم
» فیلم روز شهادت امام صادق(ع) قسمت دوم
» فیلم روز شهادت امام صادق سال 93 قسمت اول
» تصاویر مراسم عزاداری در حرم شاه عبدالعظیم سال93
» تصاویر مراسم عزاداری در حرم شاه عبدالعظیم سال93
» تصاویر مراسم عزاداری در حرم شاه عبدالعظیم سال93
» تصاویر مراسم عزاداری در حرم شاه عبدالعظیم سال93
» تصاویر مراسم عزاداری در حرم شاه عبدالعظیم سال93
» تصاویر مراسم عزاداری در حرم شاه عبدالعظیم سال93
» تصاویر مراسم عزاداری در حرم شاه عبدالعظیم سال93
» تصاویر جدید از سردابه حرم حضرت ابوالفضل
» تصاویر نصب ضریح امام حسین
» تصاویر شب وداع با ماه مبارک رمضان سال 1393
» تصاویر شب وداع با ماه مبارک رمضان سال 1393
» تصاویر شب وداع با ماه مبارک رمضان سال 1393
» تصاویر شب وداع با ماه مبارک رمضان سال 1393
» تصاویر شب وداع با ماه مبارک رمضان سال 1393
» تصاویر شب وداع با ماه مبارک رمضان سال 1393
» تصاویر شب وداع با ماه مبارک رمضان سال 1393
» تصاویر شب وداع با ماه مبارک رمضان سال 1393
» تصاویر شب آخر ماه مبارک رمضان سال 1393
» تصاویر شب آخر ماه مبارک رمضان سال 1393
» تصاویر شب آخر ماه مبارک رمضان سال 1393
» تصاویر شب آخر ماه مبارک رمضان سال 1393
» تصاویر شب آخر ماه مبارک رمضان سال 1393
» تصاویر شب آخر ماه مبارک رمضان سال 1393
» تصاویر شب آخر ماه مبارک رمضان سال 1393
» تصاویر راهپیمایی روز قدس در کاشان سال 93 هئیت امام جواد (ع) چهارراه امام جواد(ع)
» تصاویر راهپیمایی روز قدس در کاشان سال 93 هئیت امام جواد (ع) چهارراه امام جواد(ع)
» تصاویر راهپیمایی روز قدس در کاشان سال 93 هئیت امام جواد (ع) چهارراه امام جواد(ع)
» تصاویر راهپیمایی روز قدس در کاشان سال 93 هئیت امام جواد (ع) چهارراه امام جواد(ع)
» تصاویر شبهای قدر
» تصاویر شب بیست سوم ماه رمضان سال 93 قسمت ادوم
» تصاویر شب بیست سوم ماه رمضان سال 93 قسمت اول
» مراسم عزاداری شب بیست و یکم ماه رمضان سال 93 قسمت اول
» تصاویر شب قدر بیست و یکم سال 93 قسمت ششم
» تصاویر شب قدر بیست و یکم سال 93 قسمت پنجم
» تصاویر شب قدر بیست و یکم سال 93 قسمت جهارم
» تصاویر شب قدر بیست و یکم سال 93 قسمت سوم
» تصاویر شب قدر بیست و یکم سال 93 قسمت دوم
» تصاویر شب قدر بیست و یکم سال 93 قسمت اول
» تصاویر شب قدر نوزدهم ماه مبارک رمضان سال 1393 قسمت هفتم
» تصاویر شب قدر نوزدهم ماه مبارک رمضان سال 1393 قسمت ششم
» تصاویر شب قدر نوزدهم ماه مبارک رمضان سال 1393 قسمت پنجم
» تصاویر شب قدر نوزدهم ماه مبارک رمضان سال 1393قسمت چهارم
» تصاویر شب قدر نوزدهم ماه مبارک رمضان سال 1393قسمت سوم
» تصاویر شب قدر نوزدهم ماه مبارک رمضان سال 1393قسمت دوم
» تصاویر شب قدر نوزدهم ماه مبارک رمضان سال 1393قسمت اول
» کلیپ زیبای مرد غدیر پیرو خط سقیفه نیست
» مجموعه عکسهای سال 1362 انجمن اسلامی کتابخانه امام جواد (ع)
» فیلم جشن میلاد امام جواد(ع) کاشان سال 93
» شهادت امام جواد (ع) محمدرضا طاهری
» شهادت امام جواد۹۲سنگین....مهدی میرداماد-هیئت بیت الرضا (ع)
» مراسم شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)سال1393
» روضه حضرت زینب (س) حاج حسن خلج
» مراسم جشن میلاد امام جواد کاشان سال منزل آقای عیلرضا آرام 1393 و مسجد
» مراسم جشن میلاد امام جواد کاشان سال منزل آقای عیلرضا آرام 1393 و مسجد
» مراسم جشن میلاد امام جواد کاشان سال منزل آقای عیلرضا آرام 1393 و مسجد
» مراسم جشن میلاد امام جواد کاشان سال منزل آقای علیرضا آرام 1393
» مراسم جشن میلاد امام جواد کاشان سال 1393
» مراسم جشن میلاد امام جواد کاشان سال 1393
» مراسم جشن میلاد امام جواد کاشان سال 1393
» مراسم جشن میلاد امام جواد کاشان سال 1393
» مراسم جشن میلاد امام جواد کاشان سال 1393
» میلاد امام جواد(ع) // سید مهدی میرداماد
» تصاویر ایام فاطمیه حرکت دسته کاروان عزا به طرف بازار قسمت چهارم سال1393
» تصاویر ایام فاطمیه حرکت دسته کاروان عزا به طرف بازار قسمت سوم سال1393
» تصاویر ایام فاطمیه حرکت دسته کاروان عزا به طرف بازار قسمت دوم سال1393
» تصاویر ایام فاطمیه حرکت دسته کاروان عزا به طرف بازار قسمت اول سال1393
» نامه از شهید حسن آرام به بچه های محله از منطقه عملیاتی
» تصاویربسیار دیدنی از مسجد کوفه
» تصاویر کمیاب از حرم امام جواد (ع)
» ....یادواره شهدای هیئت امام محمد تقی الجواد (ع) بهمن ماه 1392 قسمت پنجم
» ....یادواره شهدای هیئت امام محمد تقی الجواد (ع) بهمن ماه 1392 قسمت چهارم
» ....یادواره شهدای هیئت امام محمد تقی الجواد (ع) بهمن ماه 1392 قسمت سوم
» ....یادواره شهدای هیئت امام محمد تقی الجواد (ع) بهمن ماه 1392 قسمت دوم
» ....یادواره شهدای هیئت امام محمد تقی الجواد (ع) بهمن ماه 1392 قسمت اول
» .....عکس قدیمی از شهید زضا ترنجی همراه با ایت الله طباطبایی وشهیدان شعار
» .....فیلم وداع با مسجد کوفه هیئت امام جواد 1390
» .....عکس روز تاسوعا14
» .....عکس روز تاسوعا 13
» ....عکس روز تاسوعا 12
» ....عکس روز تاسوعا 11
» قسمت دوم مجوعه عکسهای هیئت امام جواد در سال 90- 91
» مجوعه عکسهای هیئت امام جواد در سال 90-91
» ...ادامه فیلم عاشورای حسینی سال1392
» .....تصاویر مسجد و کتابخانه امام جواد از سال 1362 تا سال 1367
» ......تصاویر روز اربعین حسینی در مسجد امام جواد(ع) سال1392
» گزارش تصویری بنای مرقد امام حسین (ع) از ابتدا تا اکنون
» ....شب شهادت امام جواد(ع) قسمت دوم 1392
» ....شب شهادت امام جواد(ع) سال1376 در مسجد
» ......آقای جعفری امام جماعت سال 1362 که در مراسم ختم شهیدان ترنجی و ابوالفضلی سخنرانی می کند
» .....شهیدرضا ترنجی در سال 1362درمراسم ختم شهیدان سخنرانی می کند
» .......فیلم شب شهادت امام جواد(ع)سال 1392 کاشان
» ......مراسم ختم شهیدان حسن ابوالفضلی ومهدی ترنجی سال 1362
» .....روز شهادت امام جواد (ع)بازار کاشان 1380
» .......یادش بخیر ذکر سقای طفلان حسین در کنار حرم ابوالفضل1390
» اشپزخانه هئیت امام جواد (ع)سال1371
» هئیت امام جواد(ع) تاسوعا1371
» ....اشپزخانه امام جواد(ع) قسمت دوم
» ......اشپزخانه هئیت امام جواد(ع) سال 1377
» .......فیلم روز تاسوعا محرم 1377 کاروانسرای کاشان
» ......فیلم تاسوعا کاروانسرای کاشان1392
» ......فیلم کربلا
» ........عکس کربلا12
» .......عکس کربلا11
» .......روزتاسوعا10
» .........روزتاسوعا9
» ......روزعاشورا8
» .....روزتاسوعا 7
» ....گالری عکس روز عاشورا 4
» .....گالری عکس روز تاسوعا3
» .....عکس روز تاسوعا 2
» گالری عکس روز تاسوعا 1
» گالری فیلم کربلا