تبلیغات
پایگاه مجازی هیئت مبارکه امام محمد تقی الجواد(ع) کاشان - جرعه نوشان اقیانوس بیكران جواد الائمه (ع)

href="http://www.1abzar.com">اسلایدر

 پایگاه مجازی هیئت مبارکه امام محمد تقی الجواد(ع) کاشان
 
اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى وب سایت جدید هیئت امام جواد(ع)www.imamjavadkashan.comتُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا
توضیح توضیح توضیح توضیح توضیح
 وب سایت جدید هیئت امام جواد(ع)www.imamjavadkashan.com   www.imamjavadkashan.ir
جرعه نوشان اقیانوس بیكران جواد الائمه (ع)
نویسنده ابوالفضل شیخی مفرد در 08:34 ق.ظ | نظرات()
جرعه نوشان اقیانوس بیكران جواد الائمه (ع)

عسكرى اسلامپوركریمى‏

اشاره‏
شناسایى و جذب افراد مستعد و آماده و تربیت آنان بر اساس تربیتهاى اسلامى و مجهّز ساختن آنان به انواع علوم مورد نیاز جامعه، از رسالتهاى مهم ائمه اطهار(ع) بود و محدودیتهاى اعمال شده از سوى حكومتهاى مستبد و ظالم وقت، هر چند انجام این رسالت را در حدّ مطلوب با مشكلاتى مواجه مى‏ساخت و بسیارى از افراد را از دستیابى به این سر چشمه‏هاى زلال دانش و معرفت و بهره‏گیرى از آن محروم مى‏كرد، ولى موجب تعطیل شدن آن نگشت. تشنگان حقیقت و شیفتگان امامت تحت پوششهاى مختلف ،به محضر امامان(ع) مى‏رسیدند و در حدّ ظرفیّت و میزان معرفت خود از اقیانوس بیكران دانش الهى آن بزرگواران جرعه‏اى مى‏نوشیدند.
اصحاب و یاران امام جواد(ع) بیش از تعدادى است كه در اینجا به آنان اشاره مى‏شود. در برخى منابع اسلامى نام بیش از 270 نفر به عنوان اصحاب آن حضرت آورده شده است. در این نوشتار مختصر از بعضى شاگردان آن حضرت، هر چند به طور اختصار یاد مى‏شود تا ضمن تجلیل از این سنگربانان علم و فرهنگ، بعد علمى و تلاش فرهنگى پیشواى نهم شناخته‏تر گردد.

1- ابن سكّیت یعقوب بن اسحاق اهوازى شیعى‏
ابن سكیت، نزد امام جواد و امام هادى(ع) از احترام زیادى برخوردار بود و از خصّیصین ایشان به شمار مى‏رفت. همچنین او از امام جواد (ع) روایات و مسائلى نقل كرده است.(1)
محل ولادت او «دورق اهواز» بود، دورق یكى از مراكز علمى و فرهنگى كهن ایران اسلامى است و علما، خطبا و شعراى شهیرى از این منطقه قد برافراشتند؛ چنان كه امروزه كلمه «دورقى» را در پى نام بسیارى از علماى بزرگ مى‏بینیم.
البته برخى بغداد را محل ولادت این شخصیت بزرگ شیعى مى‏دانند.
نام او را «یعقوب» و كنیه‏اش را «ابویوسف» نهادند.
پدرش «اسحاق» نام داشت. این مرد صالح و درستكار در فنون ادبیات عرب، به ویژه لغت و شعر، استاد شمرده مى‏شد، دوستدار دانشمندان بود، و از اصحاب كسائى، یكى از قراء سبعه، به شمار مى‏آمد.
اسحاق ادیبى فرزانه و شاعرى زبردست بود؛ ولى براساس آموزه‏هاى اسلامى سكوت را بر سخن ترجیح مى‏داد. به تدریج در سایه افراط درسكوت، به «سكیت» (بسیار سكوت كننده) شهرت یافت. بدین سبب، فرزندش را «ابن سكیت» خوانده‏اند.
ابن سكّیت بر اثر دعاى پدر و تلاشهاى مستمرش در علوم مختلف اسلامى صاحب نظر گردید. به طورى كه وى از علماى برجسته ادبیات عرب بوده، كه در علم فصاحت و بلاغت و اشعار عرب ید طولائى داشته است، و كتاب مشهور «تهذیب الالفاظ اصلاح منطق»، در ادبیات، اثر اوست.
ابن خلكان از یكى از علما چنین نقل مى‏كند: كتابى در لغت بهتر از «اصلاح المنطق» از جسر (پل) بغداد نگذشته است. بدون تردید این كتاب سودمند و جامع بوده و بسیارى از لغات را گردآورده است و در نوع خود با این حجم بى‏نظیر است. گروهى به این كتاب پرداخته‏اند. «وزیر مغربى» آن را مختصر نموده و «خطیب تبریزى» به تنقیح و تهذیب این كتاب دست یازیده است.
ابن خلكان به نقل از ابوالعباس المبرّد مى‏گوید: «كتابى بهتر از «اصلاح المنطق» ابن سكیت در میان مؤلفین بغداد ندیدم.»
و ثعلب مى‏گوید: اصحاب ما اتفاق نظر دارند كه پس از ابن اعرابى، كسى آگاهتر از ابن سكیت در علم لغت یافت نشده است.(2)
سرانجام این یار وفادار و عالم بزرگ شیعى به دست متوكل ملعون به شهادت رسید و در این هیچ اختلافى وجود ندارد؛ اما در چگونگى شهادتش اختلاف است.
عبدالرحمان بن محمدبن انبارى در كتاب «نزهةالالباء» و محمد بن احمد ازهرى در كتاب «تهذیب اللغه» چنین آورده‏اند:
علت خشم متوكل كه باعث قتل ابن سكیت شد، این بود كه روزى مردى قرشى و ابن سكیت و متوكل مشغول سخن گفتن بودند، خلیفه كه درپى آزار مرد قرشى بود. ابن سكیت را فرمان داد تا وى را دشنام دهد.
ابن سكیت كه این را خلاف اخلاق مى‏دانست، به امر خلیفه توجه نكرد و ناسزا نگفت؛ خلیفه این عمل ابن سكیت را ناپسند شمرده، به مرد قرشى گفت: همان كارى كه ابن سكیت در باره تو انجام نداد، انجام ده.
مرد قرشى كه از متوكل مى‏ترسید. به فرمانش عمل كرده و لب به یاوه‏گویى گشاد. ابن سكیت با مشاهده این بى‏احترامى از كرده خود پشیمان شد و گفت: اى خلیفه! اینك به فرمانت عمل مى‏كنم و اورا ناسزا مى‏گویم.
متوكل گفت: آنچه اكنون مى‏گویى، انتقام است نه اطاعت امر من.
سپس به نوكران تركش فرمان داد ابن سكیت را بزنند. آنها چنان لگد بر شكمش كوفتند كه بیهوش گردید. سپس او را بر دوش گذاشته، به خانه‏اش بردند. استاد دو روز بعد، به سبب صدمات و جراحات عمیق به شهادت رسید.
در باره شهادت این بزرگ مرد روایت مشهور دیگرى نیز وجود دارد كه اكثر منابع نیز آن را تأیید مى‏كنند. روزى متوكل وارد كلاس فرزندانش شده، با ایشان گفتگو كرد و به ابن سكیت گفت: از تو مى‏خواهم آنچه در دلت پنهان كرده‏اى آشكار كنى. بگو بدانم آیا فرزندان مرا بیشتر دوست دارى یا فرزندان على بن‏ابى‏طالب حسن و حسین را؟
ابن سكیت از این سخن گستاخانه سخت عصبانى شده، گفت: به خداى على اعلى سوگند، رتبه و مقام كمترین غلامان آن حضرت كه قنبرحبشى است. از تو و فرزندانت بسى بالاتر و عظیم‏تر است. این عقیده با وجودم آمیخته و از من جدا نمى‏شود. متوكل كه انتظار چنین صراحتى را نداشت. خشمگین شد و به غلامانش دستور داد زبان استاد را از پشت سرش بیرون آورند.
گروهى براین عقیده‏اند كه گردآورى اشعار «كمیت اسدى»، بزرگ شاعر شهید شیعه، توسط «ابن سكیت» سبب شهادت او شد؛ این كار مذهب واقعى‏اش را نمایان ساخت. متوكّل در پى بهانه‏اى بود تا ابن سكیت را به اظهار عقیده ناگزیر سازد. بنابراین، به كلاس درس فرزندانش رفت و آن پرسش را مطرح كرد. افزون براین، گروهى سودجو و شیعه ستیز كه چه بسا به مذهب واقعى ابن سكیت پى برده بودند. در پى تحریك متوكل علیه او بودند.
«ازهرى» در «تهذیب اللغه» مى‏گوید: پس از شهادت استاد بى‏درنگ ده هزار درهم دیه او را به خانواده‏اش پرداخت كردند. این كردار نشان مى‏دهد كه نقشه قتل ابن سكیت از پیش طراحى شده بود.
شهادت آن بزرگوار در دوشنبه پنجم رجب سال 243 - 244 یا 246 هجرى تحقق یافت.

2- على بن مهزیار اهوازى‏
كنیه وى «ابوالحسن»، اهل دورق اهواز بود.(3)برخى معتقدند كه وى اهل «هندیجان فارس» است.(4) او در اهواز نشو و نما كرد و به مرتبه «فقاهت» رسید. على از بزرگان پرهیزگار و پاكدامن بود و راویان درباره او گفته‏اند: «هنگام طلوع خورشید براى خدا به سجده مى‏افتاد و سرش را بلند نمى‏كرد تا این كه هزار نفر از برادران دینى‏اش را دعا مى‏كرد. ازاین‏رو، پیشانى وى در اثر سجده‏هاى زیاد و طولانى، همانند زانوى شتر، پینه زده بود و این نبود مگر بخاطر عبادت بسیار و سجده در پیشگاه حق.»(5)
على از یاران نزدیك امام رضا(ع) و همچنین امام جواد و امام هادى علیهما السلام به شمار مى‏رفت و آن بزرگواران وى را به عنوان وكیل خویش منصوب كرده بودند، و توقیع (امضاء) آنها هنوز موجود است.
وى از مفسّران قرن سوم هجرى است و بیش از 30 كتاب و رساله در زمینه‏هاى مختلف معارف اسلامى دارد. او تفسیرى دارد، و نیز كتابى به نام «حروف القرآن» در زمینه قرآن دارد.(6)
او آثارى در زندگینامه پیامبران، فقه و مقالاتى در اشربه، بازرگانى و پیشه‏ورى نگاشته است.(7)
برخى از كتب على بن مهزیار از این قرار است: كتاب الوضوء، كتاب الصلاة، كتاب الزكاة، كتاب الصوم، كتاب الحج، كتاب الطلاق، كتاب الحدود، كتاب الدیات، كتاب التفسیر، كتاب الفضائل، كتاب العتق و التدبیر، كتاب التجارات و الاجارات، كتاب المكاسب، كتاب المثالب، كتاب الدعاء، كتاب التجمّل و المروة و كتاب المزار...(8)
على بن مهزیار در اسناد حدود 437 روایت واقع شده است و از امام رضا، امام جواد و امام هادى علیهم السلام و دیگران حدیث نقل كرده است.(9)
امام جواد (ع)، على بن مهزیار را با پیامها و نامه‏هاى عطرآگینى ستود، از جمله حضرت در نامه ذیل او را چنین تحسین مى‏كند: «اى على! در پیروى كردن، انجام دستورات، خیرخواهى و پندگویى تو را آزمودم (و تو سرافراز از بوته آزمایش بیرون آمدى)، پس اگر بگویم كسى را مانند تو ندیده‏ام، چه بسا راست گفته باشم، خداوند به تو بهشت برین و آن مقامات والایى كه نمى‏دانى پاداش دهد، من مقام تو و خدمات شبانه روزى تو را در سرما و گرما از نظر دور نداشته‏ام از خداوند مى‏خواهم در روز قیامت كه همه را گرد مى‏آورد، آنچنان مخلوقات خود را شیفته و دوستدار تو كند كه مایه رشك باشد، به درستى كه خداوند شونده دعاهاست ...»(10)
این نامه تجلیل، تقدیر و بزرگداشت امام را نسبت به على به خوبى نشان مى‏دهد و مى‏بینیم كه حضرت مى‏فرماید در میان اصحاب خود كسى را مانند ابن مهزیار در دانش، پرهیزگارى و ورع ندیده است.
با اندكى تأمل در این توقیعات امام جواد(ع) درباره على بن مهزیار، مى‏توان از جایگاه رفیع و ارزشمند او نزد اهل‏بیت(ع) آگاه شد؛ زیرا آن بزرگوران هیچ‏گاه اهل مبالغه و زیاده‏روى نبوده‏اند، ضمن این‏كه همیشه پیرامون ائمه (ع) چنین شیعیان و اصحاب مخصوصى اگر چه به صورت معدود، حضور داشته‏اند كه توانسته‏اند با توجه به ظرفیت بالاى معرفت لیاقت خود و البته در پرتو عنایت خاص اهل‏بیت (ع) به چنین عنایات و مراتبى دست پیدا كنند.
دیگر از خدمات این صحابى وفادار ائمه(ع) عبارتند از:
شناساندن امام هادى (ع) به مردم بعد از شهادت پدر بزرگوارش. تبیین مسائل فقهى و پاسخگویى به سؤالات فقهى مردم. رساندن نظرات فقهى امام به مردم. ترویج ولایت امام جواد (ع) در ایران زمین به ویژه اهواز. بر عهده گرفتن وكالت امام جواد و امام هادى (ع). برقرارى ارتباط مردم با امام، با وجود خفقان عباسى. منشأ آرامش و خیر بودن در اهواز.(11)
در پایان باید گفت كه على بن مهزیار نه تنها خودش جزء اصحاب ویژه و مورد اطمینان اهل‏بیت (ع) به شمار آمده، بلكه خانواده‏اش نیز از این الطاف و عنایات بى‏بهره نبوده‏اند، به عنوان مثال برادر او یعنى ابراهیم نیز از شیعیان برجسته و با اخلاص بوده، و روایت شده كه یكى از سفراى امام زمان(عج) بوده و توانسته خدمت آن حضرت مشرّف شود و داستان این زیارت معنوى، مشهور است و در كتاب شریف «كمال الدین» ذكر شده است. همچنین محمد، پسر على بن مهزیار نیز از اصحاب و راویان ثقه حضرت هادى(ع) به شمار رفته است.
سال رحلت او مشخص نیست. به یقین او تا تاریخ 229 ق. زنده بوده است؛ زیرا به قول نجاشى در آن تاریخ از محمد بن على بن یحیى انصارى، معروف به «ابن اخى» زاده از او روایت كرده است.
شایان توجّه این كه: على بن مهزیار كه به خدمت حضرت ولىّ عصر علیه‏السلام تشرّف حاصل كرده است، على بن ابراهیم مهزیار، برادر زاده على بن مهزیار است.(12)
مزار شریف على بن مهزیار در شهر اهواز واقع شده است، و هم‏اكنون داراى بارگاه با شكوهى است و مورد توجّه مخصوص شیعیان و ارادتمندان به آستان اهل‏بیت (ع) قرار دارد.

3- ابراهیم بن مهزیار
شیخ طوسى(ره) او را از اصحاب امام جواد و امام هادى(ع) برمى‏شمارد(13) و نجاشى مى‏گوید: كتاب «البشارات» از اوست.(14) و كشّى به سند خود از محمّد بن ابراهیم بن مهزیار نقل مى‏كند كه گفت: «پدرم هنگام مرگ، اموالى به من سپرد و علامت و نشانه‏اى كه جز خداوند آن را نمى‏دانست به من داد و گفت: هر كس این نشانه را گفت اموال را به او واگذار كن، محمّد مى‏گوید: من نیز به بغداد رفتم و در كاروانسرایى منزل گرفتم، روز دوم پیرمردى آمده در را كوفت به غلامم گفتم: ببین چه كسى بر در است. او بیرون رفت و برگشت و گفت: پیرمردى بر در است، من هم به او اجازه دادم داخل شود و او داخل شد و گفت: من «عمرى» هستم، اموالى را كه نزد خودت دارى به من بده و سپس مقدار اموال و نشانه را گفت من نیز اموال را به او پرداختم.»(15)این روایت دلیل آن است كه ابراهیم بن مهزیار وكیل امام در گرفتن حقوق شرعیه بوده است و طبیعتاً كسى را امام وكیل قرار مى‏دهد كه ثقه و امین و عادل باشد.

4- خیران خادم قراطیسى‏
وى، خادم امام رضا (ع) و از شیعیان مخلص و مؤمنان به ولایت اهل‏بیت (ع) بوده و در كتب رجال، او را جزء اصحاب مخصوص و صاحب سرّ سه امام بزرگوار: امام رضا، امام جواد و امام هادى علیهم السلام برشمرده‏اند.
از بعضى روایات برمى‏آید كه او وكیل حضرت جواد(ع) نیز بوده است. مانند روایتى كه حضرت در پایان آن به او فرموده‏اند: «اعمل فى ذلك برأیك، فإنّ رأیك رأیى و من أطاعك اطاعنى»(16)(17)
در آن مسئله مطابق نظر خودت عمل كن، پس همانا كه رأى تو رأى و نظر من است، و كسى كه از تو پیروى كند از من پیروى نموده است.
از خیران روایات و مسائل فراوانى در موضوعات مختلف برجاى مانده، كه آنها را از حضرت جواد و هادى(ع) روایت نموده است. یكى از آن روایات نص بر امامت حضرت هادى(ع) مى‏باشد و هنگامى بیان شده كه خیران در خدمت و ملازم ان حضرت بوده، و امام جواد(ع) در بستر بیمارى قرار داشتند و اندكى بیشتر از عمر شریفشان باقى نبود.
در آن هنگام، شخصى از جانب امام نزد خیران مى‏آید و به او مى‏گوید: مولایت به تو سلام مى‏رساند و مى‏فرماید: همانا كه من درمى‏گذرم و امر امامت به فرزندم على واگذار مى‏شود. امامت او بر شما واجب است بعد از من همان‏گونه كه امامت من بر شما واجب بود بعد از پدرم تا برسد به رسول خدا(ص).
آرى، همان‏گونه كه بیان شد، خیران از اصحاب نزدیك امام جواد و هادى(ع) بوده و ارادت و اخلاصش نسبت به این خاندان قابل توصیف نمى‏باشد.
نقل شده: زمانى خیران در راه سفر حج به مدینه رسید و در آن شهر توانست خدمت امام جواد (ع) مشرف شود. در آن هنگام حضرت (ع) بالاى ایوان و دكّه‏اى نشسته بودند و خیران با دیدن هیبت و جلال ایشان، چنان دهشت و دلهره‏اى در وجودش احساس كرد كه متوجّه پلّه‏هاى ایوان نشد تا این كه حضرت(ع) اشاره نمود و او را متوجّه ساخت. بعد از آن كه از پلّه‏ها بالا رفت و سلام نمود دستان مبارك امام جواد(ع) را گرفت و پس از بوسیدن بر دیدگانش قرار داد و نشست و تا مدّتى بى‏اختیار دستان حضرت را به جهت هیبت و دهشتى كه از ایشان در دل احساس كرده بود، نگاه داشت تا این‏كه دلش آرام گرفت و دست امام(ع) را رها نمود.(18)

5 - احمدبن اسحاق اشعرى قمى‏
محدّثى عظیم الشّأن، عالمى بزرگوار و یكى از اصحاب ثقه و كاملاً مورد اطمینان اهل‏بیت (ع) بوده و مانند بسیارى از اصحاب خاص ائمه (ع) از شهر مقدس قم به خدمت آن بزرگواران شتافته است.
احمد بن اسحاق طى عمر شریفش توانست خدمت امام جواد و هادى (ع) برسد و جزء اصحاب مخصوص امام عسكرى (ع) قرار گیرد و پس از ان بزرگواران به شرف زیارت حضرت صاحب الزمان(عج) نائل گردد. یكى دیگر از افتخارات احمد بن اسحاق این است كه توانسته جزء سفراى سفارش شده حضرت حجت(عج) قرار گیرد؛ زیرا حضرت مهدى(عج) در توقیع شریفى ایشان را مورد تأیید و عنایت قرار داده‏اند. به همین سبب در كتاب «ربیع الشیعه»،احمد بن اسحاق از وكلاء و سفراء و ابواب معروف حضرت حجت (عج) معرفى شده است.
چنان كه بعضى از دانشمندان علم رجال، از او به عنوان رابط بین قمیها و امام و از جمله اصحاب خاص آن حضرت یاد كرده‏اند.(19)اما دانشمندان دیگر، او را وكیل و نماینده امام دانسته‏اند.(20)از روایتى در «بحارالانوار» استفاده مى‏شود كه او نماینده امام در موقوفات قم بوده است.(21)
محمد بن جریر طبرى مى‏نویسد: احمد بن اسحاق قمى اشعرى، استاد شیخ صدوق، نماینده امام عسكرى (ع) بود. بعد از شهادت آن حضرت، وكالت حضرت صاحب الزمان(عج) را به عهده گرفت. از طرف حضرت نامه‏هایى خطاب به او صادر مى‏شد، و او وجوه و حقوق مالى قم و اطراف آن را گردآورى نموده و به امام مى‏رساند.(22) احمد بن اسحاق صد و شصت كیسه طلا و نقره را كه از شیعیان قم گرفته بود، به امام تسلیم كرد(23)و این، حجم چشمگیر وجوه جمع‏آورى شده را نشان مى‏دهد.
سعد بن عبدالله در روایتى مى‏گوید: زمانى همراه احمد بن اسحاق، در سرّ من رأى خدمت امام عسكرى (ع) مشرف شدیم. هنگام خداحافظى احمد از امام حسن (ع) پارچه‏اى درخواست نمود تا براى كفنش از آن استفاده نماید. پس از آن، حضرت سیزده درهم به او داد و فرمود: این پول را خرج مكن، مگر براى مخارج شخصى خودت و هر چه كه بخواهى به تو خواهد رسید.
سعد بن عبدالله مى‏گوید: پس از آن كه از نزد امام حسن (ع) مراجعت كردیم و به سه فرسخى حلوان (كه اكنون به پل ذهاب معروف است) رسیدیم، ناگهان حال احمد بن اسحاق دگرگون شد و به شدت تب نمود، به گونه‏اى كه ما از سلامتى و زنده ماندن او قطع امید كردیم.
هنگامى كه به حلوان رسیدیم و در كاروانسراى آن مستقر شدیم، احمد گفت: امشب مرا تنها بگذارید و به اطاق‏هاى خود بروید. و طبق خواسته احمد بن اسحاق، همه ما او را تنها گذاشتیم. هنگامى كه صبح فراسید، به یاد احمد افتادم و سراسیمه از جاى خود بلند شدم، ناگهان كافور، خادم مخصوص امام حسن عسكرى (ع)، را دیدم كه مى‏گفت: احسن اللّه بالخیر عزاكم و جبر بالمحبوب رزیتكم. پس از آن نیز گفت: غسل و كفن یار و همراه شما احمد را انجام دادیم، پس بلند شوید و به دفن او مشغول شوید. همانا كه او عزیزترین شماست به جهت قرب به خداوند نزد آقاى شما. پس از آن سخنان ،ناگهان از چشم ما غایب شد. معلوم شد كه او به امر و طى الارض امام حسن عسكرى (ع) به آنجا آمده بود تا آن شخص بزرگوار را با احترام و عزّت غسل و كفن نماید.

6- حضرت عبدالعظیم حسنى(ع)
حضرت عبدالعظیم حسنى معروف به «سیدالكریم» فرزند عبداللّه، فرزند على بن حسن، فرزند حسن بن زید، فرزند زید بن حسن (ع)، فرزند على ابن ابى‏طالب مى‏باشد كه با چهار واسطه به امام حسن مجتبى (ع) و با پنج واسطه به حضرت على (ع) مى‏رسد.
پدر بزرگوارش عبدالله و مادرش گرامى‏اش فاطمه دختر «عقبة بن قیس» است. ولادت با سعادت حضرت عبدالعظیم(ع) در سال 173 هجرى قمرى در شهر مقدّس مدینه واقع شده است و مدّت 79 سال عمر با بركت او با دوران امامت چهار امام معصوم، یعنى امام موسى كاظم (ع)، امام رضا (ع)، امام محمّد تقى (ع) و امام علىّ النّقى (ع) مقارن بوده است؛ آن حضرت محضر مبارك امام رضا (ع)، امام محمّد تقى (ع) و امام هادى (ع) را درك كرده و احادیث فراوانى از آنان روایت كرده است.
زمینه‏هاى مهاجرت حضرت عبدالعظیم(ع) از مدینه به رى و سكونت در غربت را باید در اوضاع سیاسى و اجتماعى آن عصر جستجو كرد؛ خلفاى عبّاسى نسبت به خاندان پیامبر اكرم (ص) و شیعیان ائمه(ع) بسیار سختگیرى مى‏كردند، یكى از بدرفتارترین این خلفاء متوكّل بود كه خصومت شدیدى با اهل‏بیت علیهم السّلام داشت، و تنها در دوران او چندین بار مرقد مطهر حضرت امام حسین (ع) را در كربلا تخریب و با خاك یكسان ساختند و از زیارت آن بزرگوار جلوگیرى به عمل آوردند.
سادات و علویّون در زمان او در بدترین وضع به سر مى‏بردند. حضرت عبدالعظیم (ع) نیز از كینه و دشمنى خلفا در امان نبود و بارها تصمیم به قتل آن حضرت گرفتند و گزارشهاى دروغ سخن‏چینان را بهانه این سختگیرى‏ها قرار مى‏دادند، در چینن دوران دشوار و سختى بود كه حضرت عبدالعظیم (ع) به خدمت حضرت امام هادى(ع) رسید و عقاید دینى خود را بر آن حضرت عرضه كرد كه این داستان معروف، خود به تنهایى بیانگر ایمان و تدّین والاى اوست.
عبدالعظیم حسنى دراین‏باره مى‏فرماید: زمانى خدمت سرورم، حضرت امام على النقى (ع) شرفیاب شدم، ایشان با دیدن من فرمودند: مرحبا به تو اى اباالقاسم! همانا كه تو حقیقتاً پیرو و مطیع ما هستى.
خدمت آن جناب عرض كردم: اى فرزند رسول خدا! مى‏خواهم دین خود را به شما عرضه كنم، تا اگر پسندیده و رضایت‏بخش است، بر آن ثابت قدم بمانم تا زمانى كه خداوند عزّ و جلّ را ملاقات كنم.
حضرت فرمود: جناب ابوالقاسم! بفرما.
عرض كردم: من معتقدم كه: خداوند تبارك و تعالى یگانه‏اى است كه هیچ چیز همانندش نیست. و از حدّ ابطال و تشبیه بیرون است(یعنى معدوم نیست و شبیه به مخلوقات هم نیست)، او جسم و صورت و عرض و جوهر نیست، بلكه پدید آوردنده اجسام و صورت‏ها و خلق كننده عرض‏ها و جوهرها است. او پروردگار و مالك هر چیزى است و همه چیز را جعل و احداث كرده است.
و معتقدم كه: محمد(ص) بنده و فرستاده او خاتم پیامبران است كه پس از او تا روز قیام قیامت هیچ پیامبرى نخواهد آمد.
و معتقدم كه: امام، جانشین و ولىّ امر پس از پیامبر(ص)، امیرمؤمنان، على بن ابى‏طالب (ع)، سپس حضرت امام حسن، سپس حضرت امام حسین، سپس حضرت على بن الحسین، سپس حضرت محمد بن على، سپس جعفر بن محمد، سپس موسى بن جعفر، سپس على بن موسى، سپس محمد بن على علیهم السلام سپس، (امام) تویى اى مولاى من!
حضرت فرمود: پس از من، فرزندم حسن (امام) است، و مردم در زمان بعد از او (امام حسن عسكرى) چگونه خواهند بود؟!
عرض كردم: اى مولاى من چگونه خواهند بود؟ فرمود: براى این‏كه او دیده نمى‏شود و روا نیست نامش برده شود تا ظهور كند و زمین را پر از عدل و داد نماید، همان‏گونه كه از ظلم و جور مملو شده باشد.
عرض كردم: قبول كردم.
و نیز معتقدم كه: دوستدار آنان دوست خداست و دشمن ایشان دشمن خداست، و اطاعت ایشان اطاعت خداست، و معصیت ایشان معصیت خداست.
و معتقدم كه: معراج حق است، سؤال در قبر حق است و بهشت و جهنم حق است و صراط و میزان حق است، و بى‏تردید قیامت بپا مى‏شود و خدا همه را از قبرها برمى‏انگیزد.
و معتقدم كه: تكالیف الهى پس از ولایت اهل بیت(ع)، نماز و زكات و روزه و حج و جهاد و امر به معروف و نهى از منكر است.
پس از آن، حضرت امام على النقى (ع) فرمود: اى ابوالقاسم! سوگند به خدا! این همان دینى است كه نزد خدا براى بندگانش پسندیده است. بر آن پایدار باش! خداوند تو را در زندگى دنیا و آخرت، با سخن استوار، ثابت بدارد.(24)
دیدار حضرت عبدالعظیم (ع) در سامرا با حضرت امام هادى (ع)، به خلیفه گزارش داده شد و دستور تعقیب و دستگیرى وى صادر گشت، او نیز براى مصون ماندن از خطر، خود را از چشم مأموران پنهان مى‏كرد و در شهرهاى مختلف به صورت ناشناس رفت و آمد مى‏كرد و شهر به شهر مى‏گشت تا به شهرستان «رى» رسید و آنجا را براى سكونت انتخاب كرد. علّت این انتخاب به شرایط دینى و اجتماعى رى در آن دوره برمى‏گردد كه وقتى اسلام به شهرهاى مختلف كشور ما (ایران) وارد گشت و مسلمانان در شهرهاى مختلف ایران به اسلام گرویدند، از همان سالها رى یكى از مراكز مهمّ سكونت مسلمانان شد و اعتبار و موقعیّت خاصّى پیدا كرد؛ زیرا سرزمینى حاصلخیز و پرنعمت بود، عمرسعد نیز به طمع ریاست یافتن بر رى در حادثه جانسوز كربلا، حضرت امام حسین(ع) را به شهادت رساند. در رى هم اهل‏سنّت و هم از پیروان اهل‏بیت (ع) زندگى مى‏كردند و قسمت جنوبى و جنوب غربى شهر رى بیشتر محلّ سكونت شیعیان بود.
حضرت عبدالعظیم (ع) به صورت یك مسافر ناشناس، وارد رى شد و در محلّه ساربانان در كوى «سكّة الموالى» به منزل یكى از شیعیان رفت، مدّتى به همین صورت گذشت. او در زیرزمین آن خانه به سرمى‏برد و كمتر خارج مى‏شد، روزها روزه مى‏گرفت و شب‏ها نیز به عبادت و راز و نیاز با پروردگار مشغول مى‏شد.
در شهرستان رى تعداد كمى از شیعیان آن حضرت را مى‏شناختند و از حضورش در رى خبر داشتند و مخفیانه به زیارتش مى‏شتافتند(25) امّا مى‏كوشیدند كه این خبر فاش نشود و خطرى جانِ حضرت را تهدید نكند.
حضرت عبدالعظیم (ع) میان شیعیان شهررى بسیار ارجمند بود و پاسخگویى به مسایل شرعى و حلّ مشكلات مذهبى آنان را برعهده داشت؛ این تأكید، هم بیانگر مقام برجسته حضرت عبدالعظیم است و هم گویاى این است كه وى از طرف حضرت امام هادى(ع) در آن منطقه، وكالت و نمایندگى داشته است؛ مردم سخن او را سخن امام مى‏دانستند و در مسایل دینى و دنیوى، وجود او محور تجمّع شیعیان و تمركز هواداران اهل‏بیت (ع) بود.
از تألیفات حضرت عبدالعظیم حسنى (ع) كتاب‏هاى «خطب امیرالمؤمنین» و «روز و شب» را مى‏توان نام برد. آن حضرت، آگاه و آشنا به معارف دین و احكام قرآن و اسلام بود.
ستایشهایى كه امامان معصوم(ع) از وى به عمل آورده‏اند، نشان دهنده شخصیّت علمى و مورد اعتماد اوست؛ حضرت امام هادى(ع) گاهى اشخاصى را كه سؤال و مشكلى داشتند، راهنمایى مى‏فرمودند كه از حضرت عبدالعظیم حسنى (ع) بپرسند و او را از دوستان حقیقى خویش مى‏شمردند و معرّفى مى‏فرمودند.
ابوحماد رازى مى‏گوید: در سامرا بر امام هادى (ع) وارد شدم و درباره مسائلى از حلال و حرام از آن حضرت پرسیدم و حضرت پاسخ فرمود. زمانى كه خواستم خداحافظى كنم، فرمود: «اى حماد! هرگاه در ناحیه‏اى كه زندگى مى‏كنى مشكلى در امر دینت برایت پیش آمد از عبدالعظیم حسنى (ع) بپرس و سلام مرا به او برسان.»(26)
در آثار علماى شیعه نیز، تعریفها و ستایشهاى عظیمى درباره او به چشم مى‏خورد، آنان از او به عنوان عابد، زاهد، پرهیزكار، ثقه، داراى اعتقاد نیك و صفای باطن و به عنوان محدّثى عالى‏مقام و بزرگ یاد كرده‏اند.
روزهاى پایانى عمر پربركت حضرت عبدالعظیم (ع) با بیمارى او همراه بود، آن قامت بلند ایمان و تلاش، به بستر افتاده بود و پیروان اهل‏بیت در آستانه محرومیّت از وجود پربركت این سیّد كریم قرارگرفته بودند، اندوه مصیبتهاى پیاپى مردم و روزگار تلخ شیعیان در عصر حاكمیت عبّاسیان برایش دردى جانكاه و مضاعف بود؛ در همان روزها یك رؤیاى صادقانه حوادث آینده را ترسیم كرد: یكى از شیعیان پاكدل رى، شبى در در عالم رؤیا، حضرت رسول(ص) را در خواب دید. پیامبر اكرم(ص) به او فرمود: فردا یكى از فرزندانم در محلّه «سكّة الموالى» چشم از جهان فرو مى‏بندد، شیعیان او را بر دوش گرفته به باغ عبدالجبّار مى‏برند و نزدیك درخت سیب به خاك مى‏سپارند.
آن شخص، سحرگاه به باغ رفت تا آن باغ را از صاحبش بخرد و افتخار دفن شدن یكى از فرزندان پیامبر(ص) را نصیب خویش سازد، عبدالجبّار كه خود نیز خوابى همانند خوابِ او را دیده بود، به رمز و راز غیبى این دو خواب پى برد و براى این كه در این افتخار، بهره‏اى داشته باشد، محلّ آن درخت سیب و مجموعه باغ را وقف كرد تا بزرگان و شیعیان در آنجا دفن شوند. همان روز حضرت چشم از جهان فرو بست.(27) خبر درگذشت این نواده رسول اكرم(ص) دهان به دهان گشت و مردم با خبر شدند و جامه‏هاى سیاه پوشیدند و بر در خانه حضرت عبدالعظیم حسنى(ع) گریان و مویه‏كنان گرد آمدند؛ پیكر مطهّر او را غسل دادند، به نقل برخى مورّخان در هنگام غسل، در جیب پیراهن او كاغذى یافتند كه نام و نسب خود را در آن نوشته بود؛ بر پیكر او نماز خواندند، تابوت او را بردوش گرفتند و با جمعیّت انبوه عزادار به سوى باغ عبدالجبّار تشییع كردند و پیكر مطهّرش را در كنار همان درخت سیب كه رسول خدا(ص) به آن شخص اشاره كرده بود، دفن كردند. قبر شریف آن حضرت در شهر «رى»، معروف و مشهور است و هم اكنون بارگاه نورانى آن سلاله سادات و محدّث بزرگوار مورد توجّه و رفت و آمد خیل عظیم عاشقان مكتب اهل‏بیت (ع) قرار دارد.
در منابع روایى روایات متعدّدى براى زیارت حضرت عبدالعظیم (ع)، ثوابى همچون ثواب زیارت حضرت سیّدالشهدا، امام حسین (ع)، بیان شده است.
در حدیثى آمده كه مردى از اهل رى خدمت امام هادى(ع) مشرف شد و حضرت از او پرسید كجا بودى؟ گفت: به زیارت امام حسین(ع) رفته بودم.
آن حضرت فرمود: آگاه باش! اگر قبر عبدالعظیم را كه نزد شماست زیارت مى‏نمودى، هر آینه مثل كسى بودى كه امام حسین (ع) را زیارت كرده باشد.(28)

7- ابوعلى حسن بن راشد
وى از اصحاب امام جواد و امام هادى(ع) شمرده شده و نزد آن دو بزرگوار از منزلت و مقام والایى برخوردار بوده است. شیخ مفید او را از زمره فقیهان برجسته و شخصیتهاى طراز اول دانسته كه عالم به حلال و حرام الهى بوده، و راهى براى مذمت و طعن بر آنان وجود نداشت.(29)
شیخ طوسى نیز به هنگام بحث از سفرا و وكلاى ممدوح امامان (ع) از حسن بن راشد، به عنوان وكیل امام هادى(ع) نام برده و نامه‏هاى آن حضرت را به او یاد آور شده است.(30)
شیخ طوسى(ره) با مدارك نقل مى‏كند كه: امام هادى (ع) در سال 232 به على بن بلال نوشت:
به نام خداوند بخشنده مهربان‏
«در نزد شما خدا را ستایش مى‏كنم و او را بر بخشندگى و منّت دیرینش سپاس مى‏گویم و بر پیامبرش محمّد و آل او كه صلوات و رحمت خدا بر ایشان باد درود مى‏فرستم. من، ابوعلى (راشد) را به جاى حسین عبدربّه نصب كردم و او را كه فضل و ایمان بى‏نظیرش را مى‏شناسم امین خود قرار دادم و مى‏دانم كه تو بزرگ دیار خود هستى. دوست داشتم به تو احترام گذارم و در این‏باره به تو نامه بنویسم. پس از او پیروى كن و همه حقوق پیش خود را به او بسپار و اصحاب مرا نیز بر آن ترغیب كن و ایشان را دراین‏باره چنان آگاه كن كه به یارى و كمكش برخیزند كه این رعایت احترام كامل ما و محبوب پیش ما خواهد بود و در برابر آن، از جانب خدا اجر و پاداش خواهى داشت كه خدا به رحمت خود، بهترین بخشش و پاداش خود را به هركه خواهد مى‏دهد. در پناه خدا باشى! این نامه را با خط خود نوشتم و بسیار خدا را سپاسگزارم.»(31)
محمد بن فرج، مى‏گوید: «در نامه‏اى به امام هادى(ع) از ابوعلى و ... پرسیدم؟ امام (ع) در پاسخم نوشت: از ابن راشد كه رحمت خدا بر او باد یاد كردى، او سعادتمندانه زندگى كرد و شهید از دنیا رفت...»(32)

8 - حسین‏بن سعید بن‏حمّاد اهوازى‏
از اصحاب ممتاز و یاران مخصوص اهل‏بیت (ع) و از راویان ثقه و مورد اطمینان، نزد محدّثین و علما مى‏باشد. اصالت او به كوفه باز مى‏گردد، ولى همراه برادرش حسن به اهواز نقل مكان نمود و پس از مدتى از آنجا به قم، شهر فقه و فقاهت هجرت نمود و به خدمت حسن بن ابان رسید و در همانجا بود تا این‏كه بدرود حیات گفت.
حسین بن سعید، این شیعه راستین در طول عمر شریفش پیوسته محبّ و خدمتگذار آستان ولایت و امامت بود و توانست نزد سه امام بزرگوار رسیده و به كسب فیض بپردازد. امام رضا و حضرت جواد و حضرت هادى(ع) امامانى بودند كه حسین بن سعید آنان را درك كرد و به روایت حدیث از آنان پرداخت.
در زمینه علمى نیز حسین بن سعید را باید از چهره‏هاى ممتاز و شاخص به حساب آورد؛ زیرا او توانست در ابواب مختلف فقه سى جلد كتاب ارزشمند تألیف نماید. كتابهایى كه در میان همه اصحاب و علما معروف و مشهور است، تا آنجا كه سایرین را با ا و مثال مى‏زنند و مى‏گویند كه فلانى كتبش مانند حسین بن سعید، سى مجلّد است. یكى دیگر از خدمات ارزشمند حسین بن سعید، هدایت برخى مسلمانان متعهّد و با استعداد به حریم و آستان اهل‏بیت (ع) مى‏باشد. آرى! حسین بن سعید، شخصیت‏هاى برجسته‏اى مانند على بن مهزیار و اسحاق بن ابراهیم را شناسایى نمود و به خدمت امام رضا (ع) معرفى كرد و پس از آن على بن ریّان را نزد آن حضرت برد و با این عمل سبب هدایت آنان به مسیر حق و عدالت شد. همچنین روایات كتبش را براى آنان بیان، و آنان را با معارف و حقایق ناب اسلام آشنا نمود، و به همین سبب است كه آن سه نفر به روایت حدیث از او مشهور شده‏اند.

9- اسحاق‏بن اسماعیل نیشابورى‏
اسحاق بن اسماعیل نیشابورى، از اصحاب امام جواد و امام هادى و امام حسن عسكرى (ع) و از ثقات روات شیعه مى‏باشد.
شیخ طوسى(ره) در كتاب خود اسحاق را از اصحاب امام حسن عسكرى(ع) شمرده و مى‏گوید: «وى، ثقه است.»(33) او پس از شهادت امام حسن عسكرى (ع) با سفراء امام دوازدهم (عج) (نوّاب اربعه) مكاتبت داشته است. نامه‏اى از امام حسن عسكرى (ع) خطاب به وى در كتب رجال ثبت است كه حضرت در آن نامه، وى را با ابراهیم بن عبده نیشابورى وكیل خود تعیین كرده و به اهل نیشابور سلام رسانیده است. این نامه در كتب روایى از جمله «تنقیح المقال»(34) آمده است.»(35)
ابواسحاق ابراهیم و محمد بن عبداللّه بن واسع، از وى روایت كرده اند.(36)

10- حسین بن عبداللّه نیشابورى‏
حسین بن عبداللّه نیشابورى، حاكم بُست و سیستان و از شیعیان و ارادتمندان امام جواد (ع) بود. او پنهانى به امام خمس مى‏داد و از شیعیان در منطقه حمایت مى‏كرد و به امور مالى و اقتصادى آنها رسیدگى مى‏نمود.(37)
عملكرد او در زمینه سیاسى، شبیه به عملكرد على بن یقطین در زمان امام موسى بن جعفر (ع) است. امام جواد (ع) به او اجازه داده بود كه بر منصب سیاسى باقى بماند و به امور شیعیان رسیدگى و مشكلات مسلمانان را حل نماید.(38)

پى‏نوشت‏ها: -
1. تنقیح المقال، ج 3، ص 329.
2. الكنى و الالقاب، ج 1، ص 314.
3. رجال ابن داود، ص 142.
4. رجال نجاشى، ص 177 اختیار معرفةالرجال (فهرست طوسى)، ج 2، ص 825. در دوره‏هاى گذشته «هندیجان» از شهرهاى دورق قدیم - جزء فارس - محسوب مى شد.
5. الكنى و الالقاب، ج 1، ص 432.
6. اعیان الشیعه، ص 226.
7. مجالس المؤمنین، ص 181.
8. رجال نجاشى.
9. معجم رجال الحدیث، ج 12،ص 194.
10. رجال نجاشى، ص 253.
11. التهذیب، ج 3،ص 294.
12. مفسران شیعى، شفیعى، ص 72.
13. رجال كشى.
14. رجال نجاشى.
15. رجال كشى. الارشاد، ص 351، اعلام الورى، ص 445.
16. رجال كشى 508.
17. اصول كافى، ج 1،ص 324.
18. منتهى المقال، ص 128؛ تنقیح المقال، ج 1،ص 405.
19. اختیار معرفةالرجال، ص 23.
20. محمد جواد طبسى، حیاة الامام العسكرى، ص 333.
21. بحارالانوار، ج 50،ص 323.
22. دلائل الامامة، ص 272.
23. احتجاج طبرسى، ص 257.
24. شیخ صدوق، التوحید، ص 81،ح 37 ر.ك: وسائل الشیعة، ج 1، ص 13 - 12امالى صدوق، ص 278،ح 24.
25. ر. ك: رجال نجاشى، ص 248 - 247؛ تنقیح المقال، ج‏2، ص 157.
26. معجم رجال الحدیث، ج 10،ص 49 - 48.
27. در سال 252 قمرى در سن 79.
28. كامل الزیارات، ص 537،ح 1.
29. معجم رجال الحدیث، ج 4، ص 324.
30. الغیبه، ص 213 - 212.
31. اختیارالمعرفة الرجال، ج‏2 ،ص 799،ح 199.
32. رجال كشى، ج 6،ص 603، ردیف 1122.
33. فهرست، شیخ طوسى، ص 428.
34. تنقیح المقال، ج 1،ص 24،25 و 111.
35. لغتنامه دهخدا.
36. رجال طوسى، ص 428؛ رجال برقى، ص 61.
37. فروع كافى، ج 5،ص 111 و 112.
38. ر.ك: همان؛ تهذیب، ج 6، ص 336.

منبع: ماهنامه پاسدار اسلام ـ ش 312 - آذر 1386 ازطریق http://www.iec-md.org




چهارشنبه 18 مرداد 1396 12:33 ب.ظ
Hurrah, that's what I was seeking for, what a data!
existing here at this weblog, thanks admin of this
web site.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
آخرین مطالب وبگاه
» مناسبت‌ها و وقایع ماه شوال
» ویژه نامه ولادت حضرت علی اكبر علیه السلام
» میلاد امام جواد(ع)
» سلام بر یاس خوشبوی علی
» احتجاج امام حسن علیه السلام بر مغیره
» شعرو پیامک عید نوروز و ایام فاطمیه
» مقاله به مناسبت میلادحضرت زینب (س)
» اوضاع در اخرالزمان فرمول‌های حیرت‌انگیز قرآنی و تعیین زمان نابودی اسرائیل در اخر الزمان
» وقایع کامل ماه ربیع‌الثانی
» سالروز ورود حضرت فاطمه معصومه علیهاالسّلام به بلد طیّب قم
» حوادث شب ولادت پیامبر اکرم(ص)
» مرگ یزید بن معاویه
» اس ام اس ولادت حضرت محمد(ص) و امام صادق(ع)
» سالروز و دلایل ازدواج خدیجه(س) با پیامبر(ص)
» پیامک‌های تبریک سالروز آغاز امامت امام عصر (عج)
» غدیری دیگر؛ آغاز امامت امام زمان(عج)
» امام آسمانی شهادت امام حسن عسکری علیه السلام سوگنامه
» اس ام اس شهادت امام حسن عسگری(ع)
» وقایع و رویدادهای ماه ربیع الاول
» برکات و اعمال ماه ربیع الاول
» نظر شیعه درباره علت شهادت امام رضا(علیه السلام)
» آیا می دانید سرنوشت قاتل امام حسن (علیه السلام) چگونه شد؟
» اعمال آخرین چهارشنبه ماه صفر
» قدرت سیاسی تشیع در اربعین نهفته است
» ارتش بیست میلیونی اربعین نشان گفتمان مقاومت
» مقاله ای کامل در مورد امام موسی کاظم(ع)
» ماه صفر و اعمال آن
» چهل گوهر از صدف زینت عبادت کنندگان(ع)
» حجت الاسلام بی آزار تهرانی: بزرگترین گناه نا امیدی از رحمت پروردگار است
» خواندن مصیبت دروغ، دل امام‌زمان(عج) را خون می‌کند
درباره وبگاه
به وبگاه هیئت مبارکه امام محمد تقی الجواد(ع) کاشان خوش آمدید امید است لحظات خوشی در این وبگاه داشته باشید...در این وبگاه فعالیت ها و مراسم های هیئت مبارکه قرار داده خواهد شد...جهت تعجیل و سلامتی آقا امام زمان...

صلـــــــوات
نظرسنجی
به نظرشماوباتوجه به رسالت این وبلاگ چه مطالبی باعث جذابیت بیشتر آن خواهدشد؟




پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
» آقای مصطفی آرام در هیئت امام جواد(ع) کاشان-چهارراه امام جواد(ع) -روضه حضرت رقیه (س) - تاریخ:۱۳۹۳/۰۷/۰۱
» مصطفی آرام روز شهادت امام صادق هئیت امام جواد کاشان قسمت سوم
» فیلم روز شهادت امام صادق(ع) قسمت دوم
» فیلم روز شهادت امام صادق سال 93 قسمت اول
» تصاویر مراسم عزاداری در حرم شاه عبدالعظیم سال93
» تصاویر مراسم عزاداری در حرم شاه عبدالعظیم سال93
» تصاویر مراسم عزاداری در حرم شاه عبدالعظیم سال93
» تصاویر مراسم عزاداری در حرم شاه عبدالعظیم سال93
» تصاویر مراسم عزاداری در حرم شاه عبدالعظیم سال93
» تصاویر مراسم عزاداری در حرم شاه عبدالعظیم سال93
» تصاویر مراسم عزاداری در حرم شاه عبدالعظیم سال93
» تصاویر جدید از سردابه حرم حضرت ابوالفضل
» تصاویر نصب ضریح امام حسین
» تصاویر شب وداع با ماه مبارک رمضان سال 1393
» تصاویر شب وداع با ماه مبارک رمضان سال 1393
» تصاویر شب وداع با ماه مبارک رمضان سال 1393
» تصاویر شب وداع با ماه مبارک رمضان سال 1393
» تصاویر شب وداع با ماه مبارک رمضان سال 1393
» تصاویر شب وداع با ماه مبارک رمضان سال 1393
» تصاویر شب وداع با ماه مبارک رمضان سال 1393
» تصاویر شب وداع با ماه مبارک رمضان سال 1393
» تصاویر شب آخر ماه مبارک رمضان سال 1393
» تصاویر شب آخر ماه مبارک رمضان سال 1393
» تصاویر شب آخر ماه مبارک رمضان سال 1393
» تصاویر شب آخر ماه مبارک رمضان سال 1393
» تصاویر شب آخر ماه مبارک رمضان سال 1393
» تصاویر شب آخر ماه مبارک رمضان سال 1393
» تصاویر شب آخر ماه مبارک رمضان سال 1393
» تصاویر راهپیمایی روز قدس در کاشان سال 93 هئیت امام جواد (ع) چهارراه امام جواد(ع)
» تصاویر راهپیمایی روز قدس در کاشان سال 93 هئیت امام جواد (ع) چهارراه امام جواد(ع)
» تصاویر راهپیمایی روز قدس در کاشان سال 93 هئیت امام جواد (ع) چهارراه امام جواد(ع)
» تصاویر راهپیمایی روز قدس در کاشان سال 93 هئیت امام جواد (ع) چهارراه امام جواد(ع)
» تصاویر شبهای قدر
» تصاویر شب بیست سوم ماه رمضان سال 93 قسمت ادوم
» تصاویر شب بیست سوم ماه رمضان سال 93 قسمت اول
» مراسم عزاداری شب بیست و یکم ماه رمضان سال 93 قسمت اول
» تصاویر شب قدر بیست و یکم سال 93 قسمت ششم
» تصاویر شب قدر بیست و یکم سال 93 قسمت پنجم
» تصاویر شب قدر بیست و یکم سال 93 قسمت جهارم
» تصاویر شب قدر بیست و یکم سال 93 قسمت سوم
» تصاویر شب قدر بیست و یکم سال 93 قسمت دوم
» تصاویر شب قدر بیست و یکم سال 93 قسمت اول
» تصاویر شب قدر نوزدهم ماه مبارک رمضان سال 1393 قسمت هفتم
» تصاویر شب قدر نوزدهم ماه مبارک رمضان سال 1393 قسمت ششم
» تصاویر شب قدر نوزدهم ماه مبارک رمضان سال 1393 قسمت پنجم
» تصاویر شب قدر نوزدهم ماه مبارک رمضان سال 1393قسمت چهارم
» تصاویر شب قدر نوزدهم ماه مبارک رمضان سال 1393قسمت سوم
» تصاویر شب قدر نوزدهم ماه مبارک رمضان سال 1393قسمت دوم
» تصاویر شب قدر نوزدهم ماه مبارک رمضان سال 1393قسمت اول
» کلیپ زیبای مرد غدیر پیرو خط سقیفه نیست
» مجموعه عکسهای سال 1362 انجمن اسلامی کتابخانه امام جواد (ع)
» فیلم جشن میلاد امام جواد(ع) کاشان سال 93
» شهادت امام جواد (ع) محمدرضا طاهری
» شهادت امام جواد۹۲سنگین....مهدی میرداماد-هیئت بیت الرضا (ع)
» مراسم شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)سال1393
» روضه حضرت زینب (س) حاج حسن خلج
» مراسم جشن میلاد امام جواد کاشان سال منزل آقای عیلرضا آرام 1393 و مسجد
» مراسم جشن میلاد امام جواد کاشان سال منزل آقای عیلرضا آرام 1393 و مسجد
» مراسم جشن میلاد امام جواد کاشان سال منزل آقای عیلرضا آرام 1393 و مسجد
» مراسم جشن میلاد امام جواد کاشان سال منزل آقای علیرضا آرام 1393
» مراسم جشن میلاد امام جواد کاشان سال 1393
» مراسم جشن میلاد امام جواد کاشان سال 1393
» مراسم جشن میلاد امام جواد کاشان سال 1393
» مراسم جشن میلاد امام جواد کاشان سال 1393
» مراسم جشن میلاد امام جواد کاشان سال 1393
» میلاد امام جواد(ع) // سید مهدی میرداماد
» تصاویر ایام فاطمیه حرکت دسته کاروان عزا به طرف بازار قسمت چهارم سال1393
» تصاویر ایام فاطمیه حرکت دسته کاروان عزا به طرف بازار قسمت سوم سال1393
» تصاویر ایام فاطمیه حرکت دسته کاروان عزا به طرف بازار قسمت دوم سال1393
» تصاویر ایام فاطمیه حرکت دسته کاروان عزا به طرف بازار قسمت اول سال1393
» نامه از شهید حسن آرام به بچه های محله از منطقه عملیاتی
» تصاویربسیار دیدنی از مسجد کوفه
» تصاویر کمیاب از حرم امام جواد (ع)
» ....یادواره شهدای هیئت امام محمد تقی الجواد (ع) بهمن ماه 1392 قسمت پنجم
» ....یادواره شهدای هیئت امام محمد تقی الجواد (ع) بهمن ماه 1392 قسمت چهارم
» ....یادواره شهدای هیئت امام محمد تقی الجواد (ع) بهمن ماه 1392 قسمت سوم
» ....یادواره شهدای هیئت امام محمد تقی الجواد (ع) بهمن ماه 1392 قسمت دوم
» ....یادواره شهدای هیئت امام محمد تقی الجواد (ع) بهمن ماه 1392 قسمت اول
» .....عکس قدیمی از شهید زضا ترنجی همراه با ایت الله طباطبایی وشهیدان شعار
» .....فیلم وداع با مسجد کوفه هیئت امام جواد 1390
» .....عکس روز تاسوعا14
» .....عکس روز تاسوعا 13
» ....عکس روز تاسوعا 12
» ....عکس روز تاسوعا 11
» قسمت دوم مجوعه عکسهای هیئت امام جواد در سال 90- 91
» مجوعه عکسهای هیئت امام جواد در سال 90-91
» ...ادامه فیلم عاشورای حسینی سال1392
» .....تصاویر مسجد و کتابخانه امام جواد از سال 1362 تا سال 1367
» ......تصاویر روز اربعین حسینی در مسجد امام جواد(ع) سال1392
» گزارش تصویری بنای مرقد امام حسین (ع) از ابتدا تا اکنون
» ....شب شهادت امام جواد(ع) قسمت دوم 1392
» ....شب شهادت امام جواد(ع) سال1376 در مسجد
» ......آقای جعفری امام جماعت سال 1362 که در مراسم ختم شهیدان ترنجی و ابوالفضلی سخنرانی می کند
» .....شهیدرضا ترنجی در سال 1362درمراسم ختم شهیدان سخنرانی می کند
» .......فیلم شب شهادت امام جواد(ع)سال 1392 کاشان
» ......مراسم ختم شهیدان حسن ابوالفضلی ومهدی ترنجی سال 1362
» .....روز شهادت امام جواد (ع)بازار کاشان 1380
» .......یادش بخیر ذکر سقای طفلان حسین در کنار حرم ابوالفضل1390
» اشپزخانه هئیت امام جواد (ع)سال1371
» هئیت امام جواد(ع) تاسوعا1371
» ....اشپزخانه امام جواد(ع) قسمت دوم
» ......اشپزخانه هئیت امام جواد(ع) سال 1377
» .......فیلم روز تاسوعا محرم 1377 کاروانسرای کاشان
» ......فیلم تاسوعا کاروانسرای کاشان1392
» ......فیلم کربلا
» ........عکس کربلا12
» .......عکس کربلا11
» .......روزتاسوعا10
» .........روزتاسوعا9
» ......روزعاشورا8
» .....روزتاسوعا 7
» ....گالری عکس روز عاشورا 4
» .....گالری عکس روز تاسوعا3
» .....عکس روز تاسوعا 2
» گالری عکس روز تاسوعا 1
» گالری فیلم کربلا